محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

90

خلد برين ( فارسى )

بازداشتند و باقى اركان دولت قاهره مانند عبدى بيك و خلفا بيك و امثال ايشان به منزل آن گمراه از سعادت غافل حاضر شدند و به زبان عذرخواهى گفتند كه چون مزاج همايون شاهى از منهج اعتدال انحراف جسته بود ميسر نشد كه امروز صدرنشين اين مجلس خلد آئين گردد . و چون پيوسته آن آفتاب اوج جهانبانى در سايهء عنايت سبحانى از آسيب اصابهء عين الكمال در امان بود بارانى آن سخنان را به صدق و راستى حمل نمود و در آن روز با امراء ، انجمن - آراى عشرت و نشاط گرديده در لوازم ضيافت و ميهمانى و مراسم اظهار صداقت و مهربانى اهتمام تمام به تقديم رسانيد . و چون روز به آخر رسيد و بزم صحبت به نهايت انجاميد امراى عظام رخصت انصراف يافته به ملازمت ولى نعمت خود شتافتند و بعد از ادراك سعادت خدمت ، مصلحت در آن ديدند كه بىرخصت و صلاح سلطان حسين از آن منزل كوچ كرده متوجه چخور سعد شوند . بنابر اين چون شب شد و مشعل زرين خورشيد عالم افروز را پيشكاران قضا به نهانخانهء مغرب بردند و شمع و چراغ ثوابت و سيار در لگن زمرد نگار سپهر دوار فروزان شد به فرمان خسرو روى زمين ملتزمان آستان سپهر آئين به افروختن شمع و چراغ و مشاعل سيمين و زرين ، معسكر ظفر قرين را رشك نگارخانهء چين و غيرت بهشت برين گردانيدند و مطبخيان در معسكر ظفر نشان ديگها بر بار نهاده آتش در زير آنها افروختند تا از دور در نظرها چنان نمايد كه هر كس در معسكر ظفر شعار به كار خود مشغول است و رايت ظفر آيت در آن ولايت قصد اقامت دارد . پس از آن چابكدستان قوى بازو شتران بار بردار و اشتران برق رفتار را در زير بار كشيده در ركاب همايون خسرو جسم اقتدار ، گرم رفتار گرديدند . و چون بارانى و اتباع او از دور شمع و چراغ بسيار در موكب ظفر شعار مشاهده مىنمودند در آن شب به خاطر آسوده در مهد آسايش و آرام غنودند و روز ديگر كه شعشعهء مهر انور ، شمع و چراغ كواكب را از شبستان چرخ اخضر برچيد و بر بارانى و اتباع او نهضت